ادبيات

نشاط عزیزم!

نویسنده: فرشاد شیرزادی ، آژانس عكس همشهری- علیرضا تقوی
پرویز شهدی، مترجم منظمی است؛ هر روز عصر نیم ساعت با تردمیل ورزش می‌كند، صبح‌ها هم بعد از نرمش تا ساعت 11به ترجمه می‌پردازد. وقتی وارد اتاق كارش می‌شوید به انضباط خاص او پی می‌برید. كتاب‌های فارسی در كتابخانه و برخی كتاب‌های فرانسوی روی میز تحریر او چیده شده‌اند...
پرویز شهدی، مترجم منظمی است؛ هر روز عصر نیم ساعت با تردمیل ورزش می‌كند، صبح‌ها هم بعد از نرمش تا ساعت 11به ترجمه می‌پردازد. وقتی وارد اتاق كارش می‌شوید به انضباط خاص او پی می‌برید. كتاب‌های فارسی در كتابخانه و برخی كتاب‌های فرانسوی روی میز تحریر او چیده شده‌اند. به قول خودش در هیچ‌چیز حتی خوردن هم افراط نمی‌كند. شهدی متولد 1315مشهد است و مخاطبان ادبیات به قلم او آثار ایتالو كالوینو، كریستین بوبن و فئودور داستایوسكی و آلن روب گریه را خوانده‌اند. كتاب «دیوانه‌بازی» كریستین بوبن كه چندی است‌ به چاپ هفتم رسیده ازجمله ترجمه‌های اوست. گفت‌وگوی ما از روب‌گر‌یه آغاز شد؛كسی كه معتقد بود برای انجام هر كاری، هیچ‌وقت دیر نیست.
  •  آلن روب گریه ؛ نویسنده فرانسوی كه شما آثاری از او را به فارسی ترجمه كرده‌اید، در جایی می‌گوید: «همیشه مبتدی بوده‌ام. در 20 سالگی حرفه مهندسی كشاورزی را شروع كردم، در 30 سالگی رمان‌نویسی را، در 40 سالگی سینماگری را و به همین ترتیب در 50 سالگی شروع كردم به‌كار نقاشی و شاید در 60 سالگی به موسیقی بپردازم.» این نكته كه هیچ وقت برای رسیدن به قله موفقیت دیر نیست، می‌تواند برای مخاطبان ایرانی مفید باشد. به‌نظر شما چرا و چگونه آلن‌ روب گر‌یه چنین با نشاط و سرزنده بود؟
همیشه به جوان‌ها می‌گویم و گفته‌ام كه هیچ وقت برای انجام دادن یك كار دیر نیست. آدمی به شرطی كه مباحث مختلف را درك كند، در هر سنی این امكان را پیدا خواهد كرد كه دست به هر كار بزند، مثلاً می‌تواند در سن بالا عاشق شود. ممكن است مورد تمسخر برخی‌ها قرار بگیرد، اما این تجربه می‌تواند منحصر به فرد باشد. روب گر‌یه این كار را كرد و نشان داد كه در سنین مختلف می‌توان در رشته‌های گوناگون فعالیت كرد و موفق هم شد.
  • این در حالی است كه ما ایرانی‌ها وقتی پا به پیری می‌گذاریم، غالبا می‌گوییم « پیر شده‌ایم. از ما كه گذشته» شما كه فرد منظمی هستید. چگونه این روحیه را به‌دست آورده‌اید و آن را حفظ كرده‌اید؟
انسان یا به تعبیر خودم، سلول بنیادی جهان هستی، به‌گونه‌ای متولد شده و رشد كرده كه همه نوع توانایی را ‌دارد. درست است كه با بالا رفتن سن، جسم انسان دچار افت و خیز می‌شود، اما آنچه مربوط به روح و اندیشه‌های اوست همواره تداوم پیدا می‌كند. بسیاری از بزرگان و مشاهیر از نویسندگان، دانشمندان، نقاشان گرفته تا سینماگران و هنرمندان در سنین بالا به مدد ذهن شكوفایی كه داشته‌اند، قادر به بازآفرینی آثار ارزشمندی شده‌اند. خود من سال 66و 67بعد از بازنشستگی از بانك به شكل خود انگیخته كار ترجمه ادبیات را دنبال كرده‌ام. البته ابتدا ذوق و شوق این كار از ابتدا و دوران نوجوانی و كودكی در من وجود داشت، اما فرصت آن نبود. حتی سال 48كه برای كارآموزی به بلژیك رفتم، دو كتاب ترجمه كردم كه بعدها چاپ شد. یك روز در كتاب‌های دخترم كه 16، 17سال بیشتر سن نداشت و در فرانسه در مقطع دبیرستان درس می‌خواند، مجموعه «ماجراهای شگفت‌انگیز ادگار آلن‌پو» را دیدم. تعجب كردم؛ چون این كتاب برای یك نوجوان خیلی سنگین است. از او پرسیدم كه این كتاب را می‌خوانی؟ او پاسخ داد كه این كتاب جزو كتاب‌های درسی ما در دبیرستان است. پرسیدم كه آیا روی این كتاب‌ها كار می‌كنید؟ پاسخ مثبت داد و گفت دبیرمان داستان‌های بودلر و آلن پو‌ را می‌خواند و از ما می‌خواهد كه درباره آنها اظهارنظر كنیم. از آن موقع كار جدی‌ام را در زمینه ادبیات آغاز كردم و با مطالعاتی كه داشتم دریافتم كه پو با سن كم سر سلسله بسیاری از نویسندگان حتی داستایوسكی بوده‌است. همچنین نویسندگانی كه بعدها نوبل و پولیتزر گرفته‌اند و حتی كافكا و نویسندگان آمریكای لاتین نیز از او آموخته‌اند. هر كتابی را كه دارای پیامی برای نسل جوان باشد، ترجمه می‌كنم. بنابراین نه دنبال اسم و رسم هستم و نه پول. عشق به ترجمه مرا به این كار وامی‌دارد.
  • در اثبات این نكته كه هیچ‌گاه برای آموختن و ایجاد تحول در زندگی دیر نیست، «دیل كارنگی»، روانشناس آمریكایی در كتابش از كسی روایت می‌كند كه «پدرم در 70سالگی می‌خواست زبان فرانسه را یاد بگیرد و موفق هم شد!»
زمانی كه فرانسه بودم، در یك برنامه تلویزیونی از یك زن 80ساله ژاپنی دعوت كرده‌بودند كه دكترای فیزیك اتمی در دانشگاه سوربن می‌خواند. از او پرسیدند كه در این سن می‌خواهید با دكترای‌تان چه كار كنید؟ آن زن ژاپنی پاسخ زیبایی داد ؛ گفت: «درس می‌خوانم تا احساس كنم زنده‌ام.» احساس زنده بودن و زندگی كردن بزرگ‌ترین گنجینه انسان است. اگر انسانی امید نداشته باشد، متفكر و باشعور نیست.
  • «ویكنت دو نیم شده»، «بارون درخت‌نشین» و «شوالیه ناموجود» ازجمله آثار ایتالو كالوینو هستند كه بارها به قلم شما تجدید چاپ شده‌اند. آیا استقبال از این كتاب‌ها نشانه ارتباط خوب عموم مخاطبان با آثار این نویسنده ایتالیایی است ؟
در مقابل این آثار، كتاب‌های عامه‌پسندی هم وجود دارند كه به «رمان‌های دوپولی» معروف هستند. ایرادی هم ندارد؛ چون در جامعه همه نوع سطح فكری به چشم می‌خورد. وقتی در جامعه كتاب‌های به‌اصطلاح سنگین و پرمغز در میان نسل جوان جا باز می‌كنند، نشان می‌دهد كه آنها این آثار را پیگیری می‌كنند. آخرین كتاب «ایتالو كالوینو» یعنی «بارون درخت‌نشین» را زنده‌یاد مهدی سحابی هم ترجمه كرد و بارها تجدید چاپ شد، اما وقتی ناشر از من خواست كه آن را ترجمه كنم، ترجمه من هم بعد از 6‌ماه به چاپ دوم رسید. این كتاب گرچه به ظاهر ساده است، اما طنز كوبنده‌ای دارد. وقتی داستان «موش وگربه» عبید زاكانی را می‌خوانیم، درمی‌یابیم كه در عین سادگی، زیركانه نوشته شده و اوضاع روز را بیان می‌كند؛ اوضاعی كه به قول حافظ؛ هیچ‌گاه تازگی‌اش را از دست نمی‌دهد. كالوینو هم با نوشتن این رمان همین كار را انجام داده. بزرگ‌ترین هدف او سنت‌شكنی است. در «بارون درخت‌نشین» داستان از آنجا شروع می‌شود كه وقتی غذای همیشگی را جلوی پسر بزرگ خانواده می‌گذارند، می‌گوید من این غذا را نمی‌خواهم. سپس روی درخت می‌رود و در آنجا زندگی می‌كند. «شوالیه ناموجود» هم روایت زمانی است كه شوالیه‌ها در جنگ‌های صلیبی شركت می‌كردند، اما شوالیه داستان فقط یك زره تو خالی است! یا «ویكنت دو نیم شده» كه واقعیتی بین خیر و شر است. كالوینو روشنفكر پیام‌آوری است كه با سنت‌های دست و پا گیر گذشته مبارزه می‌كند.
  • اول ورزش می‌كنید و بعد كتاب می‌خوانید و ترجمه می‌كنید؟
صبح كه از خواب بیدار می‌شوم 20دقیقه نرمش می‌كنم. بعد تا ساعت 11به ترجمه می‌پردازم. ساعت 11استراحت می‌كنم و بعد از آن برنامه‌های فرهنگی تلویزیون را نگاه می‌كنم. خواب بعد از ظهر برایم جزو واجبات است! حتما در روز دو، سه ساعت می‌خوابم؛ چون وقتی بیدار می‌شوم انرژی از دست رفته ظهر را دوباره به‌دست می‌آورم. تا ساعت 8شب می‌خوانم و می‌نویسم. البته ممكن است كارهایی پیش بیاید كه این نظم را به هم بریزد. مطالعه مانند غذا و نفس‌كشیدن برایم حكم واجبات را دارد. كتاب‌های جدید یا قدیم‌را می‌خوانم. عصرها از ساعت 8تا 8:30با تردمیل ورزش می‌كنم. در این فاصله تلویزیون روشن است و به اخبار گوش می‌دهم.
  • تفریحات شما در چه چیزهایی خلاصه می‌شود؟
گاهی وقت‌ها با فرهیختگان درباره آثار بزرگان ادبیات كلاسیك صحبت می‌كنیم. در شب شعر شركت می‌كنم. گاهی به همسرم می‌گویم یك غزل بخوان و او هم از آنجایی كه به شعر علاقه‌مند است، یك غزل حافظ یا دیوان شمس را انتخاب می‌كند و برایم می‌خواند. گاهی با برخی دوستان دور هم جمع می‌شویم و بخشی از كتاب‌هایم را می‌خوانیم. مسافرت هم می‌روم و اگر فیلم خوبی هم گیرم بیاید، می‌بینم.
  • تعطیلات یك، دو روزه را به كجا می‌روید؟
بستگی به شرایط دارد. اگر هوا خوب باشد به پارك قیطریه و گالری نقاشی كه در آنجاست می‌روم. بعضی وقت‌ها هم در خانه می‌نشینیم، اما در هیچ‌چیز افراط نمی‌كنم.

به لذت زیبایی
دختری كه زندگی‌اش در «دیوانه‌بازی» كریستین بوبن روایت می‌شود، در جایی از این رمان می‌گوید: «روزی از مادر بزرگم پرسیدم كه مهم‌ترین چیز در زندگی چیست؟ مادربزرگم همه جور مصیبتی سرش آمده بود. یك پسرش را كشته بودند و یكی دیگر معلول روانی بود، اما در پاسخ به من گفت: «نشاط عزیزم. هیچ وقت در زندگی‌ات اجازه نده كه نشاط را از تو بگیرند.» در این كتاب یك دنیا مطلب وجود دارد.دختر قهرمان رمان هر جا كه فكر می‌كند نشاط اش دارد از دست می‌رود، همواره حرف مادربزرگش را به یاد می‌آورد. این است كه با خواندن این كتاب به‌خود می‌گوییم: «ما برای چه زنده‌ایم؟ آیا زنده‌ایم كه غم و غصه بخوریم ؟ آیا دنیا دره رنج است و باید مدام زجر بكشیم و بعد به آن دنیا برویم؟» كمی كه می‌اندیشیم، در می‌یابیم كه چنین نیست و اگر چنین بود، اصلا دلیل آمدن ما به این دنیا چه می‌شد و این همه زیبایی‌ و لذت‌ برای چیست؟ این گونه نیست كه فقط نگاه كنیم و مثلاً مدام بگرییم. بوبن یك نیمچه عارف است. به همین دلایل آثارش در ایران مورد توجه قرار می‌گیرد.




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code